X
تبلیغات
متن آهنگ های غمگین و احساسی
متن آهنگ های غمگین و احساسی
اینم متن آهنگ مهربونی از مجید خراطها
دیگه از مهربونی هات از این حس تو دلسردماگر چه پیشمی اما تو رو یک عمره گم کردم اگر رفتی نیار یادت چه قول هایی به من دادی به فکر من نباش اصلا برو عشقم تو آزادی همیشه بدرقه ات بودن همین چشم های مرطوبمبرو هر جا بدون من تو خوش باشی منم خوبم فقط می ری یه کاری کن که انگار از خدامونه یه کاری کن بگن مردم که تقصیر دوتامونه اگر گفتن فلانی کو؟! جواب مردم و دادیبگو رفتم سفر اصلا بذار تو آبرو داری ولی ای کاش می فهمیدی چقد حال بدی دارم دوباره من نمی دونم باهات چه نسبتی دارم نه می تونم بگم حبسی نه می زارم رها باشینه با من فکرت آرومه نه می تونی جدا باشی بهم خوبی نکن شاید بیافتی از سرم ساده داره می گیرتت از من همونی که تورو داده چقدر باید بمونم تا بشه عشقت فراموشملباسم بوی تو می ده دیگه حیفه نمی پوشم واسم عادت شده حتما که عطرت رو تنم باشه یا حتی بعد هر دعوا گناهت گردنم باشه دلم لک می زنه واست زمانی که ازم دوریولی در خاطرم هستی دیگه اینجاش و مجبوری اگر حرف حرف من باشه هنوزم مرد و مغرورم میرم تو خوش باشی منم اینجاش و مجبورم
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 11:23  توسط saeidkhazaei | 
این آهنگ بسیار غمگین به نام نوازش با صدای مجید یحیایی تقدیم به بهترین دوستم .....








مادرم زود رفتی و ، این دلم کسی نداره
میدونی تا آخر عمر ، این چشام واست میباره

چه حسی دارم من امشب
نمیدونم چرا اما
میدونم که تو رو میخوام
ولی نیستی و من تنهام

همیشه توی آغوشت
یه حس دیگه ای دارم
من این شبها برای خواب
مادر ، لالاییتو کم دارم

نوازش کن منو مادر
با دستای پر از پینه ت
الهی من فدای اون
نگاه مهربونت شم

فضای خونه این روزا
تو رو از من طلب داره
کجایی مادر خوبم ؟
دلم بهونه تو داره

هنوزم پیش اون چشمات
یه حس بچگی دارم
به یاد اون روزا امشب
همش بهونه میارم

فقط از تو همین مونده
یه قاب عکس رو طاقچه
بهونه گیر شدن امشب
حتی گلای تو باغچه

مادرم زود رفتی و ، این دلم کسی نداره
میدونی تا آخر عمر ، این چشام واست میباره

تو بودی تنها کسم ، رفتی و دلواپسم
مادر من بی کسم ، مادر ... مادر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 10:9  توسط saeidkhazaei | 

متن یکی از احساسی ترین آهنگ های سلطان

احساس مجید خراطها


خبری ازت نبود خیلی بی تاب تو بودم

اومدم سراغت اما پرگریه شد وجودم

خیلی دل تنگ تو بودم گل مهربون ونازم

نمیدونم چرا اینجام یا اصلا چم شده بازم

این همه قول وقرارا اومدم یادت بیارم

اما انگار دیگه راهی واسه برگشتن ندارم

اینجا گلبارونشم ، چقد این فضا غریبه

چرا من هیچی نمیگم چرا میخندم عجیبه

آخه مجبورم بخندم کسی اشکام و نبینه

حالا کوتا باورم شه سرنوشت من همینه

به نظر میاد که امشب از قلم افتاده باشم

آرزوم بود که من امشب پیشه تو وایساده باشم

چه لباسای قشنگی بهت میادچقر ، عزیزم

تو می خندیو من از دور دارم اشکام و میریزم

خوش سلیقه هم که بودی آره بهتر از من اونه

سر تر از منه میدونم اونکه میخواستی همونه

تازه فهمیدم حسودم دست تو ، تو دسته اونه

ای خدا انگاری اونم نقطه ضعفم و میدونه

حالا تو دست تو حلقست ، دسته اون حلقه تو دستات

یا من اشتباه میبینم ، یادروغ بود همه حرفات

بله رو بگو گل من تو ازم خیری ندیدی

آرزوم بود که ببینم تو ، تورختای سفیدی

حالا هردو حلقه داریم تو  ، تو دستت من تو چشمام

تو زدی من اما موندم زیر قولت روی حرفام

برو خوشبخت شی عزیزم تو ازم خیری ندیدی

آرزوم بود که ببینم تو ، تو رختای سفیدی

بله رو بگوگل من بگو  شرش بکن

منو زندگیه بی تو باورم نمیشه اصلا

داره سردم میشه کم کم ، خیسه از اشکام لباسام

همه گریه هام وکردم ، اشکیم نمونده واسم

میزنم بیرون از اینجا ، بله رو میگی نباشم

میرم اون بیرون یه گوشه دست به دامن خدا شم

بله رو گفتی تموم شد دیگه این آخره کاره

هی میخوام بگم مبارک ولی بغزم نمیزاره

هق هقم تبریک من بود ، من واسه تو گریه کردم

قطره قطره های اشکام به تو هدیه کردم

امشب تو جشنت عزیزم نمیدونی چی کشیدم

اما کاش اشکام نبودند تورو باز بهتر میدیدم

دیگه چشمام نمیبینه ، دستمم نمی نویسه

دل خوشیم همین یه نامست گرچه اینم خیسه خیسه

آخرین جمله ی نامم این از ته وجودم

برو خوشبخت شی عزیزم ، خیلی عاشق تو بودم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1390ساعت 17:54  توسط saeidkhazaei | 

متن آهنگ یاس ، از درد های اجتماعی مردم



میگی بازم کنار همدیگه واژه بچین؟ راجب چی؟ ........... باشه بشین

چشاتو باز کن،یه لحظه مال من باش،یه لحظه بیا توی حس و حال من باش . . .

پس میکروفونو به دست من تو بده بگم،ازین زمونه و از دلی که تکه تکس

هر آهنگ منم مساویه ذکر یه درد،جز اینم ندارم یه فکر بهتر

از جومونگی بگم که شده سنبل رشادت،ایران براش شده مثل صندوق تجارت

پس هنرمند وطن الان کجاست؟ . . . نیست؟ ،اون تو زیر زمین میخونه چون که مجاز نیست . . .

از چی بگم برات؟

انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد؟

به جز کاغذ سفید پاره؟ خوب آره رفیق حرف توشه

ولی با خودکار سفید!

تو اَم مثل منی،تو هم کم درد نداری

درد اصلیت اینه که تو همدرد نداری

من کسی نیستم با این زخما دردم بگیره

ولی این اشک ها رو کی میخواد گردن بگیره؟

از چی بگم خدااا

از این بنده های خسته؟

از این همه درد تموم دنده هام شکسته

خنده هامو نبین،این خنده ها میچسبه رو لبم

این منم با یه رد پای خسته

از چی بگم؟

بگو از یه روح زخمی

که باید یک تنه بره

تو قلب کوه سختی

از روزایی که خط خوردن توی تقویم

خبر میدن از یه اشتباه رو به تخریب . . .

از چی بگم؟

از بچه های پایین شهر؟

که غذا واسه خوردن دارن ماهی یه شب؟

اون که تنها دلیل خوابش به عشق فرداست

تنها پاتوق عشق و حالش بهشت زهراست

یا که بگم از اون رفقای کاخ نشین

که هستند تو واردات کالای ساخت چین

تو به من بگو اینو من از چی بگم خب؟

ما گفتیم و تموم دردا ریشه کن شد؟

از چی بگم

شاید قصه دوست داری

مث قصه ی اون همکلاسین روستایی

اگه قصه تلخه گناه واقعیت،داستان نرگس و گلای باغ میهن

که نشستن با صد چرا و افسوس کاشکی

که بخاری جای چراغ نفت سوز داشتیم

چراغ افتاد توی کلاس و گر گرفت

آتشی که پوست بچه ها رو مثل گرگ گرفت

این طفل معصوم با داد و فریاد گفت،زود بدویین سمت در ولی درم قفل بود

چشام خشک شد،یکم بهم اشک بده،ایضا

این بچه ها با کدوم دست مشق بنویسن؟

کودکی مرد،در راه کلاسی که سوخت و منتظر یه جراح پلاستیکه!

یاس نمیخواد ته قصه رو هرگز ببنده

که باز دلش میخواد که نرگس بخنده

از چی بگم؟

این صحبت شده غروب،زرد

توی قلب بچه های مدرسه ی درود زن

غصه نخور صدامو بشنو از توی خونت

من صداتو به گوش همه میرسونم

از چی بگم؟

از دلی که فقط اسمش دله؟!

یه عمری که نصفش اشکه،نصفش گله!

یاس روخ توی زندون که جسمش وله!

آدم مجبوره که با شرایط وفقش بده. . .

از چی بگم؟

بگو از یه روح زخمی

که باید یک تنه بره

تو قلب کوه سختی

ولی قسم بخدا،قسم به روح تختی

که من بدون ترس میرم به سوی تقدیر

خیلی خشنه زندگی ولی حوصله کردم

تو فشن زندگی من یه مدل دردم

ولی دفتر گذشته هامو ذره ذره کردم و

اومدم جلو که پی درد سر بگردم

از چی بگم ؟ . . .

از چی بگم ؟ . . .

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1390ساعت 17:52  توسط saeidkhazaei | 

متن آهنگ هرکز نشد از علیرضا روزگارهرگز نشد بیای پیشم ببینی غم هایه  منو بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو هرگز نشد بیای پیشم ببینی غم هایه  منوبدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو تو بی وفا بودی ولی اونکه برات می مرد منم تا زنده ام دوست دارم اینه کلام اخرم تو بی وفا بودی ولی اونکه برات می مرد منم تا زنده ام دوست دارم اینه کلام اخرم اینه کلام اخرم من که نتونستم تو رو یه لحظه تنها بزارم تو تلخی خاطره هات بگم که دوست ندارم دلم می خواد همین یه بار اشکامو پنهون نکنم تویه دلم به جز تو منهیچکی  رو مهمون نکنممیام به شهر خاطرات غرق بشم تویه نگات دیوونه بار فدات بشم  فدایه اون رنگه صدات اما هنوز فاصله مون دوره دست من جداست ترانه سکوت من تو شعره  اخرم رهاست کاشکی می شد فقط یه بار بیای بگی دوست دارم تو چشم من نگاه کنی بگی که عاشقت منم
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1390ساعت 17:31  توسط saeidkhazaei |